داستان «فرشته نبرد آلیتا» دربارهٔ دختری سایبورگ به نام آلیتا است که دچار فراموشی شده. سر و سینهٔ سالم او در حالت تعلیق زیستی توسط متخصص سایبرپزشکی، دایسوکه آیدو، در محل دفع زبالهها پیدا میشود. آیدو او را احیا میکند و چون آلیتا چیزی از گذشتهاش به یاد نمیآورد، او را به نام گربهٔ تازهفوتشدهاش «آلیتا» مینامد.